سال 92
دخمل عزیزم 12 روز مونده به سال جدید و من خیلللی خوشحالم ..
خوشحالم واسه اینکه 3 سالی هستش که کنار عشقم همدمم وجودم هستم و امسال تو (تمام زندگیم کنارمی)...وای که چه حال خوبی دارم ...
خدایا این حال خوب همیشه باهام بمونه ...
خوشحالم واسه اینکه تو سال 92 یه دوست جون دیگه بهمون وصل شده ...خاله ساحل مهربون
خاله ساحل و زن دایی لیلا مثل خواهر نداشته برام خیلی عزیزن و خیلللللی دوسشون دارم .... و میتونم راحت به شون تکیه کنم نمیدونم اونایی که خواهر دارن چقدر خواهراشونو دوست دارن ولی من اندازه یه خواهر این 2 تا موجود دوست داشتنی رو دوست دارم....دیگه نگران بی خاله موندن تو نیستم ...هستن کسایی که میتونن برات اندازه یه خاله واقعی بهت محبت کنن و دوست داشته باشن و بهت کمک کنن....بازم خدارو شکر...
خدارو شکر که مادر پدرم و مادر پدر بابا محمد کنارمونن تا ما بتونیم از کنارشون برکت بگیریم...
خدارو شکر که دوستایی دارم که باهاشون خوش باشم
خدارو شکر که امسال از وجود قدمت داریم خونه دار میشیم ...میگن دختر برکته واقعاا حقیقت داره چون با وجود قدم تو برکت زندگیمون چند برابر شده....اتفاق های خوب خیلی بوده..بزرگترین اتفاق امسال تولد فرشته اسمونی من بود...
تو سال 92 خیلی ها دلمو شکستن خیلی ها که ازشون انتظار نداشتم بهم بدی کردن و قلبمو به درد اوردن ولی خدا همیشه باهام بوده و یه حال های اساسی بهم داده...تو بابا محمد یکی از اون حال های اساسی خدا بودید واسه من....
سال 92 سال فوق العاده خوبی بود برامون....انشالله سال 93 هم سال پر از اتفاق های خوب باشه برای همه عزیزانم


سال 92
معصومه