رفتن به مشهد
نازدونه مامان بالاخره رفتی پابوس امام رضا....
دختر قشنگم خیلی وقت بود که با بابا محمد برنامه ریزی میکردیم نازدونه رو ببریم مشهد ولی جور نمیشد تا اینکه قرار شد با دوستامون توی خرداد یا تیر بریم .
.. که مامانجونا و باباجونا بلیط گرفتن تا برن مشهد ... خلاصه اصرار کردن من و نازدونه دوست داشتنی هم باهاشون بریم... از اونجایی که امام رضا مارو دعوت کرده بود 30 اردیبهشت ماه راهی مشهد شدیم.
.خیلی دوست داشتم بابا محمدم باهامون باشه ولی نه جا بود و نه مرخصی.
.. خلاصه با تموم دلتنگی هامون کلی بهمون خوش گدشت .
. اونجا همه مواظبت بودن و نگهت میداشتن و البته دخملی منم دختر بسیااار ارومی بود قربونش برم.
.. انشالله 1 الی 2 ماه دیگه با بابامحمد و دوستامون سید حسین و فاطمه جون میریم ... به امید خدا ...
اونجا نتونستم زیاد ازت عکس بگیرم چون همش حرم و بیرون و .... بودیم ...ولی چند تا از اونایی که گرفتمو برات میزارم عشق مامان....


رفتن به مشهد
