ارغوان جونارغوان جون، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

به رنگ ارغوان

این روزهای 8 ماهگی

1392/10/28 17:35
نویسنده : معصومه
246 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامان...دیگه کمتر تو بغل مایی و دوست داری رو زمین باشی و فضولی کنیزبان ...ولی نه سینه خیز میری و نه چهار دست و پا ناراحت..بخاطر همین نمیتونی چیزهایی که میخوای و برداری و نق میزنی ... الان مثل فرفره دور خودت میچرخی و گاهی اوقات ژست 4 دست و پا رو میگیری ولی نمیتونی حرکت کنیمتفکر....غلت زدنتم کامل شده و وقتی رو زمین میزارمت همین جوری غلت میزنی و میریلبخند ....2 تا دندون خیلی خوشگل دراوردی که من میخوام بخورمت انقدر تو جیگملی......قلب

این ماه وزن اضافه نکردی دکترت گفت بخاطر دندونه و طبیعیه....ساعت خوابتم تغیر کرده... ساعت 12 شب میخوابی و تا 10 صبح من و تو (5شنبه و جمعه ها هم بابا محمد بهمون اضافه میشه)بکوب میخوابیم...نیشخند

خیلی خوبه ...خنده...تو روز هم اگه همه چی خوب باشه 2 ساعتی لالا میکنی ..اگر نباشه همش نق میزنی و میخوای بخوابی و 5 دقیقه نشده بیداری(چقدر من حرص میخورم سر این موضوع)نیشخند

ارغوان من.... همیشه و همه جا من و بابا محمد پشتتیم و پشتیبانت....تحمل یک لحظه ناراحتی های کودکانه ات و هم ندارم.....هیچوقت تو مخیله من جا نمیگرفت این همه احساس مادرانه ...هیچ وقت نه تو درکم نه تو ذهنم نمیتونستم پیدا کنم این حس قشنگ و...

تمام دنیا یه طرف تو یک طرف عزیزم.......................

خدایا... خدایا.... مراقب این بهونه زیبا ی زندگیم باش.......قلبقلب


ببین خونه مامان جون از دست تو چقدر بهم ریخته شدهتعجبچشمک

....

دخملم تو تاب.......چه حالی میکنی؟زبان

....

وقتی تبلیغ برنامه های ریور میاد ..دخملم هر چی صداش کنیم اصلا به ما محل نمیده

....

یه دقیقه با ما.....

....

یه دقیقه با شبکه ریور....

...

بوس بوس...ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان حنانه
2 بهمن 92 23:48
ای جان ماشالله بزرگ شده ارغوان جونم
معصومه
پاسخ
مرسی عزیزم